صنعت ساختمان زنجیره بقای توافق های پایدار را می سازد

صنعت ساختمان زنجیره بقای توافق های پایدار را می سازد

به گزارش سیمان، رییس انجمن صنعت ساختمان اظهار داشت: بخش خصوصی و بطور مشخص صنعت ساختمان است که می تواند با بوجودآوردن وابستگی متقابل، زنجیره بقای یک توافق پایدار را بسازد.



به گزارش سیمان به نقل از مهر، پژمان جوزی، رئیس انجمن صنعت ساختمان در یادداشتی با اعلان اینکه صنعت ساختمان زنجیره بقای توافق های پایدار می باشد، نوشت: پایداری صلح و آرامش سیاسی، نه در امضاهای دیپلماتیک، بلکه در منافع مشترک اقتصادی ریشه دارد. این بخش خصوصی و به صورت مشخص صنعت ساختمان است که می تواند با بوجودآوردن وابستگی متقابل، «زنجیره بقای» یک توافق پایدار را بسازد.


عامل اصلی تعیین کننده در مشارکت بخش خصوصی، ریسک های بسیار سنگینِ ناشی از تحریم های ایالات متحده است، وگرنه جذابیت های سرمایه گذاری در ایران فراونند.


بزرگ ترین چالش، ریسک های سنگین ناشی از تحریم هاست. نخستین و مهم ترین مانع، «اثر فراسرزمینی» آنهاست. برای یک پروژه بزرگ ساختمانی، صنعتی، محیط زیستی و انرژی به تأمین مالی از بانکهای بین المللی، بیمه های معتبر جهانی، واردات ماشین آلات سنگین و تکنولوژی های جدید نیاز است. تحریم هااین شریان ها را می بندد و هر شریک بین المللی را با ریسک جریمه های کلان و حذف از بازار آمریکا مواجه می سازد.


«عدم قطعیت» دومین مانع جدی است؛ یک پروژه ساختمانی، یک سرمایه گذاری بلند مدت ۵ تا ۱۰ ساله است. هیچ سرمایه گذاری سرمایه را وارد پروژه ای نمی کند که امکان دارد فردا با یک تغییر سیاسی یا اعمال مجدد تحریمها متوقف شود. این ابهام و غیرقابل پیش بینی بودن فضای مقرراتی، به تنهایی برای فراری دادن بزرگ ترین سرمایه گذاران کافی است.


سومین مانع ابهام در تعریف «بخش خصوصی» است؛ برای یک شرکت خارجی، انجام بررسی های موردنیاز برای یافتن یک شریک کاملا خصوصی در ایران که هیچ گونه پیوندی با نهادهای تحریمی نداشته باشد، یک فرایند بسیار دشوار، پرهزینه و پرریسک است. این ابهام در مرز میان بخش خصوصی و شبه دولتی، یک ترمز جدی برای ایجاد مشارکت های بزرگ است.


راهکار عبور از این بن بست در فعال سازی «دیپلماسی بخش خصوصی» یا «دیپلماسی تجاری» است. وقتی دیپلماسی به بن بست می خورد، این تجارت است که می تواند راه را باز کند. ورود شرکت های بزرگ، روایت را از «تضاد راهبردی» به «منافع اقتصادی مشترک» تغییر می دهد. به عنوان مثال، وقتی یک شرکت آمریکایی در ساخت یک شهرک مدرن در ایران سرمایه گذاری می نماید، دیگر به فکر تضاد دیپلماتیک نیست، بلکه به بازگشت سرمایه و سود پروژه فکر می کند و این واقع گرایی، پادزهر فضای امنیتی است.


همکاری اقتصادی، وابستگی متقابل سودمند به وجود می آورد. تصور کنید شرکت های ایرانی و آمریکایی در پروژه های مشترک انرژی های تجدیدپذیر یا انبوه سازی مسکن درگیر شوند. در این صورت، هزینه سیاسی افزایش تنش برای هر دو دولت بالا می رود؛ چونکه لابی قدرتمند صنعتگران و بازرگانان در هر دو کشور، خواستار حفظ ثبات برای ادامه کسب و کار خود خواهند بود. این لابی اقتصادی می تواند وزنه ی تعادلی در مقابل لابی های جنگ طلب و تندرو در واشنگتن باشد.


در این فرایند صنعت ساختمان به عنوان «زنجیره بقای توافق» نقش دارد. یک توافق سیاسی روی کاغذ، شکننده است و با تغییر دولت ها می تواند پاره شود؛ اما یک پروژه ساختمانی عظیم که صدها شغل پیوسته و غیرپیوسته ایجاد کرده، زنجیره تأمین مصالح را به حرکت درآورده و منافع مشخصی برای شرکت های هر دو طرف دارد، یک حقیقت عینی و پایدار بر روی زمین است. دیپلماسی رسمی، علت بهبود روابط است، اما این همکاریهای اقتصادی و عمرانی، ضامن بقای آن هستند. بالاخره، این صدای چرخش ماشین آلات در کارگاه های ساختمانی است که می تواند بر هیاهوی اختلافات سیاسی غلبه کند و ثبات را برای بلند مدت تضمین نماید.


همکاری بخش خصوصی می تواند دیپلماسی چراغ خاموش باشد. شرکت ها می توانند به عنوان واسطه هایی عمل کنند که مسایل فنی و غیرسیاسی را حل وفصل می کنند. این تعاملات می تواند بستری برای اعتمادسازی اولیه فراهم آورد که بعدها در سطوح عالی به کار بیاید.


تاریخ معاصر به ما آموخته است که جنگ ها و تخاصم های شدید، سرآغاز یک دشمنی ابدی نیستند. کمتر کسی تصور می کرد جنگ خونین با عراق به اتحاد راهبردی کنونی منجر شود یا روابط پرتنش با عربستان در عین حفظ خط مرزها و تفاوت ها به سرعت بسمت نرمال سازی دیپلماتیک برود. این تجربه ها به ما نشان داده است که بعد از دوره های تنش، باید بدنبال موقعیت های پایدار برای بازسازی و همکاری بود.


اکنون که نظام حکمرانی بعد از اثبات قدرت بازدارندگی کشور مسیر دیپلماسی را برای حفظ منافع ملی برگزیده، این وظیفه بخش اقتصادی و بخصوص فعالین و سرمایه گذاران بخش خصوصی و صنعت ساختمان است که زمینه را برای جذب سرمایه و آغاز پروژه های بزرگ فراهم نماییم. آرامش سیاسی به تنهایی کافی نیست؛ این آرامش باید به سرعت به قراردادهای بزرگ عمرانی و ساختمانی ترجمه شود تا در زندگی مردم ملموس شده و پایدار بماند.


بطور خلاصه، هیچ سرمایه گذاری سرمایه را وارد پروژه ای نمی کند که امکان دارد فردا با یک تغییر سیاسی یا اعمال مجدد تحریم ها متوقف شود. به عنوان مثال، وقتی یک شرکت آمریکایی در ساخت یک شهرک مدرن در ایران سرمایه گذاری می نماید، دیگر به فکر تضاد دیپلماتیک نیست، بلکه به برگشت سرمایه و سود پروژه فکر می کند و این واقع گرایی، پادزهر فضای امنیتی است. در این صورت، هزینه سیاسی افزایش تنش برای هر دو دولت بالا می رود؛ چراکه لابی قدرتمند صنعتگران و بازرگانان در هر دو کشور، خواهان حفظ ثبات برای ادامه کسب وکار خود خواهند بود.
1405/03/10
23:09:48
0.0 / پنج
4
تگهای خبر: آمریكا , انبوه سازی , ایران , بازار
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)
X

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۲ بعلاوه ۵
پربیننده ترین ها

پربحث ترین ها

جدیدترین ها

سیمان سیمان